تبليغاتX
از عشق چه خبر ؟
از عشق چه خبر ؟
به وبلاگ از عشق چه خبر ؟ خوش آمدید
مدیریت وبلاگ را با ارایه نظرات و پیشنهادات خود در جهت هر چه بهتر شدن مطالب وبلاگ راهنمایی نمایید.
با آرزوی لحظاتی خوش و سرشار از شادمانی برای شما دوست عزیز .
»
یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 - 16:54 - نویسنده : محمد

i.M.i

قصه ي مرده

خاطره ات فراموش شد مردي تو رويا
خوندم ازعشق بيصدا،شکسته دلم
يه نگاه به چشات

اشکي ندارم که ديگه بريزم پشت سرت
بودي واسم ،پس بگم به سلامت سفرت؟

فکر کردي هنوز هستم تو چنگ تو بازم اسير
گفنه بودم که نرو عشقمو دست کم نگير

خودمو شکستم واسه تو،واسه نگات
مثل تو زيادن مي افتن به پام جلو چشات

تنها تو دريا بودي تو موج عذابم
تعبير يه ساحل نبودي پايان خوابم

رنگ خاموش و مي ديدي رو طرح لبم
قلبم،تنم، تنها تو بودي باور غمم

نفرت و کينه ام و رو يخها تنها شب نوشتم
عشق بودي تو قلبم،شدي اما اشک به چشم

خشم عشقمو نوشتم با يه جوهر مبهم
سکوت مرگ زمان تو رو از يادم بردم

نابود کردي همه رويامو،تار وپودم
طپش گورم،مونده روشن فقط شعله نورم

من رو با اون غرورت زدي شکستي،خنديدي
جهنم رو با دست خودت حالا تو خريدي

گفتي که پشيموني،پريشوني،نمي دوني
بخوني loveتو نمي توني بموني با من از

حالا که رفتي بايد اين قصه هم بات بميره
فکر کردي رفتي ايمانم بغض ماتم مي گيره؟

هام هم به خوابت نميادtextديگه حتي رنگ
رفت به باد قصه هات،اون نگات،اون صدات

خاطره ات فراموش شد مردي تو رويا
خوندم ازعشق بيصدا،شکسته دلم
يه نگاه به چشات

بعد من اشک و بايد مهمون چشمات بکني
سکوت سرد و توي درد با کي قسمت مي کني؟

يادته گفتيم زندگي واسه ي ما مي خونه؟
نشد که نگاهمون وا نشه،گره بمونه

وفا نکردي چيزي نذاشتي برجا
يه مشت خاطره همش هست خواب و رويا

خيره بود اون نگاهت به طرح خيالي من
وقتي بوديم حس نکرديم،حالا دستها دورازهم

بودم به فکر تو،تو به فکر يکي ديگه
همه حرفهات فريبه،چرا شدي توغريبه؟

رو ستون بي سايه ي هستي من نوشتم
که چرا رفتي و شد تا آخرش اين سرشتم

آره بهشتم،گشتم،تو شدي فرشته ام
اما رفته بودي من دنبال چي مي گشتم؟

بدون آهم تا آخر عمر گريبان گيرته
آرزوم رفتنت به درک مرگ حقيرته

جبران مي کنم من اون همه زجرهاي تو رو
سفرت به بينهايت اون بالين تهي رو

وقتي مي ري برو حتي بهم نگاه نکن
بعد من حتي تو به خداهم وفا نکن

قصه ي دل کندن از تو انگار واسم مردن تو خوابه
دل بستن به تو مثل بودنم با مرگ و باده

اينو بدون ديگه نمي شنوي از من صدا
سپردمت به گور تاريخ بات کردم وداع

خاطره ات فراموش شد مردي تو رويا
خوندم ازعشق بيصدا،شکسته دلم
يه نگاه به چشات
تو فرشته ي من بودي عشق و تو چشام مي خوندي
نه هرگز،نمي خوام،ببيني تو چه آرامشي دارم
اگه هم برگردي جايي نداري حالا يه ستاره است توقلبم



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» كپی رایت
Home - Contact Us - Creative Design Center - top -

Powered by N@V!D
Copyright ©2005 - 2006 , MYHOTLOVE-JAVA