تبليغاتX
از عشق چه خبر ؟
از عشق چه خبر ؟
به وبلاگ از عشق چه خبر ؟ خوش آمدید
مدیریت وبلاگ را با ارایه نظرات و پیشنهادات خود در جهت هر چه بهتر شدن مطالب وبلاگ راهنمایی نمایید.
با آرزوی لحظاتی خوش و سرشار از شادمانی برای شما دوست عزیز .
»
یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 - 16:59 - نویسنده : محمد

چه اشتباهی کردم که اسمتو اوردم ، خوبیش اینه لا اقل واست قسم نخوردم

راستی چه عالمی بود اگه بدا نبودند، جدا میشیم ما از هم چون خیلیا حسودند

دیشب تا صبح نشستم زیر نگاه مهتاب ، تو خیلی خوبی اما فقط تو عالم خواب

عکسا و هدیه هاتم میدم به واسطه ، تا که به خیر و خوشی تموم شه این رابطه

حرفای عاشقونه همش مال قدیمه ، مثه همون حرفا که ماها به هم زدیمه

هر وعده ای که دادی به هر کسی عمل کن ، غصه هاشو یه جوری با مهربونی حل کن

نذار که عشقت واسش مشکل و دردسر شه ، نذار که از دست تو راهیه یه سفر شه

چه وقتایی تلف شد با تو سر قرارا ، تکلیفا روشن میشه همیشه تو بهارا

گناه تو همین بود : نداشتن صداقت ، اما گناه من بود نکردن خیانت

سفیدی نگاهت نابه شبیه برفه ، آب میشه زود و فقط به قیمت یه حرفه

دیگه خدا نگهدار لحظه های قیمتی ، منو ببخش عزیزم هرکی داره قسمتی

دنیا رم اگه بدی دلم ازت صاف نمیشه ،دلی که بشکنه و کدر شه شفاف نمیشه

نه دیگه دوست دارم محاله باورم بشه ، اسمتو دیگه محاله تو دلم جا بشه

حیف اون بتی که از تو برای خودم ساخته بودم ، من مقصر نبودم چون تو رو نشناخته بودم

اصل مطلب اینه که برو پی کار خودت ، دیگه نمی خوامت لعنت به تو و اون روز تولدت

حیف لحظه های خوبی که برای تو گذاشتم ، حیف غصه ای که خوردم چون ازت خبر نداشتم

حیف اون روزا که کلی ناز چشماتو کشیدم ، حیف شوقی که تو گفتی داره اما من ندیدم

حیف حرفای قشنگی که برای تو نوشتم ، حیف رویام که واسه تو از قشنگیاش گذشتم

حیف شبها که نشستم با خیالت زیر مهتاب ،حیف وقتی که تلف شد واسه دیدن تو توی خواب

حیف با وفای من ، حیف عشق و اعتمادم ، حیف اون دسته گلی که توی پاییز به تو دادم

حیف فرصت های نقره ام ، حیف عمرم و دقیقه م ، حیف هرچی که به تو گفتم، راس راسی حیف سلیقه م

حیف اشکایی که ریختم واسه تو دم سپیده ، حیف احساس طلاییم ، حیف این عشق و عقیده

حیف شادیم توی روزی که میگند تولدت بود ، حیف عاشقیم که گفتی اولش کار خودت بود

حیف اون همه قسم که به اسم تو نخوردم ، حیف نازی که کشیدم چون که طاقت نیاوُرم

حیف اون کسی که دائم عاشقم بود توی رویام ، حیف که تو از راه رسیدی و اونو دادمش به دریا

حیف چیزی که ندارم ، حیف ذوقی که نکردی ، حیف گرمای دستم که سپردمش به سردی

حیف قلبم که یه روزی دادمش دستت امانت حیف اعتماد اون روز، حیف واژه ی خیانت

حیف اون شبی که گفتم پیش تو کمه ستاره ، حیف اون حرفا که گفتی گفتم اشکالی نداره

حیف چَشمایی که گفتم به تو با لبای خندون ، حیف آرزوی دیدار، با تو بودن زیر بارون

حیف هر چی که سپردم ، حیف هر چی که نبودی ، حیف تکلیفم بیا و روشنش کن به زودی

ما که رفتیم ولی یادت باشه دیوونه بودیم ، واسه تو یه عمر اسیر تو کنج این خونه بودیم

ما که رفتیم تو بمون با هر کی که دوسش داری ، با اونی که پنهونی سر روی شونش میذاری

ما که رفتیم ولی این رسم وفا داری نبود ، قصه ی چشمای تو واسه ما تکراری نبود

ما که رفتیم حالا تو می مونی و عشق جدید ، میدونم چند روز دیگه میشنوم جدا شدید

ما که رفتیم ولی مزد دستای ما این نبود ، دل ما لایق این که بندازیش زمین نبود

ما که رفتیم ولیکن قدرتو دونسته بودیم ، بیشترم خواسته بودیم ولی نتونسته بودیم

ما که رفتیم تو برو دل بده دست دیگری ، به قول حافظ ما هم داریم یه یار سفری

ما که رفتیم تو بشین زیر نگاه عاشقش ، آرزوم اینه فقط تلف نشه دقایقش

ما که رفتیم تو برو دنبا طالع خودت ، ببینم که سال دیگه کی میاد تولدت

ما که رفتیم تو بمون با اون که از راه اومده ، اون که با اومدنش خنجر به قلب من زده

ما که رفتیم دل ندیم دیگه به عشق کاغذی ، لااقل میومدی پیشم واسه ی خدا حافظی



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 - 16:54 - نویسنده : محمد

i.M.i

قصه ي مرده

خاطره ات فراموش شد مردي تو رويا
خوندم ازعشق بيصدا،شکسته دلم
يه نگاه به چشات

اشکي ندارم که ديگه بريزم پشت سرت
بودي واسم ،پس بگم به سلامت سفرت؟

فکر کردي هنوز هستم تو چنگ تو بازم اسير
گفنه بودم که نرو عشقمو دست کم نگير

خودمو شکستم واسه تو،واسه نگات
مثل تو زيادن مي افتن به پام جلو چشات

تنها تو دريا بودي تو موج عذابم
تعبير يه ساحل نبودي پايان خوابم

رنگ خاموش و مي ديدي رو طرح لبم
قلبم،تنم، تنها تو بودي باور غمم

نفرت و کينه ام و رو يخها تنها شب نوشتم
عشق بودي تو قلبم،شدي اما اشک به چشم

خشم عشقمو نوشتم با يه جوهر مبهم
سکوت مرگ زمان تو رو از يادم بردم

نابود کردي همه رويامو،تار وپودم
طپش گورم،مونده روشن فقط شعله نورم

من رو با اون غرورت زدي شکستي،خنديدي
جهنم رو با دست خودت حالا تو خريدي

گفتي که پشيموني،پريشوني،نمي دوني
بخوني loveتو نمي توني بموني با من از

حالا که رفتي بايد اين قصه هم بات بميره
فکر کردي رفتي ايمانم بغض ماتم مي گيره؟

هام هم به خوابت نميادtextديگه حتي رنگ
رفت به باد قصه هات،اون نگات،اون صدات

خاطره ات فراموش شد مردي تو رويا
خوندم ازعشق بيصدا،شکسته دلم
يه نگاه به چشات

بعد من اشک و بايد مهمون چشمات بکني
سکوت سرد و توي درد با کي قسمت مي کني؟

يادته گفتيم زندگي واسه ي ما مي خونه؟
نشد که نگاهمون وا نشه،گره بمونه

وفا نکردي چيزي نذاشتي برجا
يه مشت خاطره همش هست خواب و رويا

خيره بود اون نگاهت به طرح خيالي من
وقتي بوديم حس نکرديم،حالا دستها دورازهم

بودم به فکر تو،تو به فکر يکي ديگه
همه حرفهات فريبه،چرا شدي توغريبه؟

رو ستون بي سايه ي هستي من نوشتم
که چرا رفتي و شد تا آخرش اين سرشتم

آره بهشتم،گشتم،تو شدي فرشته ام
اما رفته بودي من دنبال چي مي گشتم؟

بدون آهم تا آخر عمر گريبان گيرته
آرزوم رفتنت به درک مرگ حقيرته

جبران مي کنم من اون همه زجرهاي تو رو
سفرت به بينهايت اون بالين تهي رو

وقتي مي ري برو حتي بهم نگاه نکن
بعد من حتي تو به خداهم وفا نکن

قصه ي دل کندن از تو انگار واسم مردن تو خوابه
دل بستن به تو مثل بودنم با مرگ و باده

اينو بدون ديگه نمي شنوي از من صدا
سپردمت به گور تاريخ بات کردم وداع

خاطره ات فراموش شد مردي تو رويا
خوندم ازعشق بيصدا،شکسته دلم
يه نگاه به چشات
تو فرشته ي من بودي عشق و تو چشام مي خوندي
نه هرگز،نمي خوام،ببيني تو چه آرامشي دارم
اگه هم برگردي جايي نداري حالا يه ستاره است توقلبم



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» كپی رایت
Home - Contact Us - Creative Design Center - top -

Powered by N@V!D
Copyright ©2005 - 2006 , MYHOTLOVE-JAVA